صفحه اصلي

ارتباط با ما

آرشيو

 

خسرو در آغوش خسرو خوبان‌

پنج سال پس از هامون و جايزه اولش در هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر، شكيبايي با بازي در فيلم جنگي - اجتماعي "كيميا" ساخته احمدرضا درويش دومين جايزه خود را از سيزدهمين دوره جشنواره فجر دريافت كرد.

"...دارم فرو مي رم. من ديگه به هيچي اعتماد ندارم. به هيچي اعتقاد ندارم. دارم هدر مي رم. اين يعني چي؟... آويزونم، آويزون. چي كار كنم؟ ما آويخته ها، به كجاي اين شب تيره بياويزيم قباي ژنده و كپك زده خودمون رو؟"

حميد هامون در فيلم "هامون" ساخته داريوش مهرجويي - 1368

با اين شخصيت سينمايي چهره شد. روشنفكر وامانده اي كه در دنياي ذهني خود غوطه ور است و از دنياي واقعي گريزان. سرگشته اي كه آدم هاي دنياي واقعي او را درك نمي كنند.

خسرو شكيبايي در نقش هامون چنان جا افتاد كه براي هميشه در ذهن ما ماندگار شد. اين خاصيت سينما و بازيگري است. تنها كافي است يك بار كاري كني كارستان تا در ذهن تاريخ ِ تصوير حك شوي. حميد سرگشته فيلم هامون، به دور از قضاوت در باره خود فيلم، در سينماي ايران ماندگار است. شايد نمونه ديگري از آن را در قيصر و سيد فيلم گوزن ها با بازي بهروز وثوقي و يا مش قاسم دايي جان ناپلئون با بازي پرويز فني زاده، ببينيم.

با اين نقش هاست كه بازيگر، تصوير ثابتي از خود در ديد تماشاگر نقش مي زند. ما به اين شخصيت ها عادت مي كنيم. عادت مي كنيم كه بازيگر را در همان نقش ها ببينيم و اين كار دشوار بازيگر است كه جلوه هاي ديگري از خود را جايگزين آن تصوير كند.

شكيبايي با همان حميد هامون باقي ماند. شيفتگي او به اين نقش مدت ها در بازي هاي ديگر او نيز نمايان بود. اما كارنامه اش نشان از تلاش او براي به در آمدن از پوسته اين نقش دارد.

شكيبايي؛ جوان "سالمند"

شكيبايي به دليل چهره، صدا، نوع بازي و دلمشغولي هايش در زمينه شعر و ادبيات، جواني "سالمند" بود و طرفداران او را طيف هاي سني مختلفي تشكيل مي دادند.

شايد بسياري وقتي خبر درگذشت اين بازيگر نامي را خواندند باورشان نمي شد كه شكيبايي به هنگام مرگ 64 سال سن داشته باشد. اين هم از آن ويژگي هاي هنر است. عمر و سن هنرمند به آثار او تنيده است.

بازي هاي شكيبايي در نقش هاي مختلف كوتاه و بلند، اصلي و مكمل، نقش هاي "هاموني" (جستجو در جزيره، ابليس 1369 و يك بار براي هميشه 1370) نقش هاي منفي (عاشقانه 1374 و رواني 1376) عاشق پيشه عامي (سالاد فصل 1383)، خلاف كار (حكم 1384) و... چهره هايي چندگونه را در خاطر تماشاگران سينماي ايران به جاي گذاشت؛ تصاويري كه در اولين نگاه او را بازيگري تجربه گر، تنوع گرا و در نتيجه "جوان" نشان مي دهد.

سايه نقش حميد هامون بر بازي او اين انعطاف را به وي بخشيد كه با وجود گذشت سن و سال همچنان بتواند در نقش هاي عاشقانه و ملودرام بازي كند.

 

شكيبايي؛ تئاتر و دكلمه

اما شكيبايي پيش از آن كه بازيگر سينما باشد آدم تئاتر بود. از تئاتر آمده بود. در سال هاي 1347 تا 1349 عضو گروه تئاتر توسكا بود و نمايشنامه هاي زيادي هم بازي كرد. پنجه عدالت، زير گذر لوطي صالح، تراژدي كسري، بليت، سنگ و سرنا، همه پسران من، شب بيست و يكم و...

خودش در جايي گفته بود: " قسمت زيادي از آن چه در سينما از من مي بينيد مربوط به پيشينه تئاتري من است. تخيل، تمركز و تجسم را در ‌تئاتر آموختم."

پس از انقلاب بود كه پايش به سينما باز شد. مسعود كيميايي در سال 1360 براي ايفاي نقشي فرعي در فيلم خط قرمز، شكيبايي را به سينما آورد. فيلمي كه پس از گذشت 28 سال از ساخت آن همچنان ممنوع است و اجازه نمايش ندارد.

شكيبايي چون صداي خوبي هم داشت در همان دوران قبل از انقلاب به كار گويندگي و دوبله فيلم هم مي پرداخت. صداي گرم و لحن صميمانه او حتي در گفت و گوهاي وي زبانزد روزنامه نگاران بود. مي گفتند صحبت هاي شكيبايي حتي احتياج به ويراستاري ندارد. خوب و شيرين و درست حرف مي زد.

ويژگي صداي او همراه با علاقه اش به شعر و ادبيات، حاصل اش شد چند آلبوم دكلمه شعر از آثار سهراب سپهري، سيدعلي صالحي و عبدالرضا ملكيان.

صداي گرم شكيبايي عامل مهمي بود تا سال ها بعد كيومرث پوراحمد از اين توانايي او در فيلم موزيكال و پرفروش خواهران غريب (1374) استفاده كند. در اين فيلم بود كه ترانه هايي را شكيبايي با صداي خودش خواند.

شكيبايي و گذر از پرسوناي "هامون"

پنج سال پس از هامون و جايزه اولش در هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر، شكيبايي با بازي در فيلم جنگي - اجتماعي "كيميا" ساخته احمدرضا درويش دومين جايزه خود را از سيزدهمين دوره جشنواره فجر دريافت كرد.

پس از اين فيلم بود كه تلاش او براي ايفاي نقش هاي متفاوت بيشتر شد. انتخاب نقش هاي متنوع نشان مي داد كه شكيبايي مي خواهد آن تصوير باقي مانده در ذهن ما، آن پرسوناي هامون را تغيير دهد.

در ميكس (1378) نقش فيلمساز پر مشغله اي را بازي كرد كه تمام تلاش خود را به خرج مي دهد تا فيلم خود را به جشنواره برساند. در كاغذ بي خط (1380) نقش همسر زني را كه مي پندارد فيلمنامه نويس موفقي است بازي مي كند. در سالاد فصل (1383) نقش مرد تازه از زندان آمده اي را بازي مي كند كه گرفتار عشق دختري است كه علاقه اي به او ندارد. در دست هاي خالي (1385) نقش يك اسير جنگي سابق كه دچار موج گرفتگي است را بازي مي كند و سرانجام در فيلم اتوبوس شب (1385) نقش متفاوت راننده اتوبوسي را بازي مي كند كه يك نوجوان جنگجو با آن قرار است اسيران عراقي را به پشت جبهه منتقل كند؛ فيلمي كه ديپلم افتخار جشنواره بيست و پنجم فجر را از آن او كرد.

شكيبايي از زمره بازيگراني بود كه در حين فيلمبرداري فيلم ها پر از طرح و پيشنهادهاي جالب براي بهتر كردن نقش بود. كيومرث پوراحمد، كارگردان "اتوبوس شب" در مصاحبه اي ضمن اشاره به اين موضوع گفته بود: او اين نقش مكمل را آن قدر خوب بازي كرده كه همه به چشم يك نقش اول به آن نگاه مي كنند. گويا خود شكيبايي در باره بازي اش در اتوبوس شب گفته بود تا سال ها همه مرا با هامون مي شناختند اما احساسم اين است كه از اين به بعد با اتوبوس شب چهره جديدي از من خواهند ديد.

خسرو شكيبايي در تلويزيون نيز فعال بود. عمده ترين سريال هايي كه بازي كرد از اين قرارند: كوچك جنگلي (1365)، مدرس (1367)، تهران 53 (1368)، روزي روزگاري (1371)، خانه سبز و سرزمين سبز (هر دو در سال 1375)، كاكتوس و پهلوانان نمي ميرند (هر دو در سال 1376

خسرو شكيبايي، بازيگر نامي سينماي ايران، متولد 1323 در تهران محله مولوي؛ بزرگ شده در خانواده اي مذهبي كه پدرش سرگرد ارتش بود، فارغ التحصيل بازيگري از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، سحرگاه 28 تيرماه 1387 از ميان ما رفت.

با رفتن شكيبايي آيا حميد هامون نيز مي رود؟ سينما به تعبيري تنها هنري است كه زندگي را هر چه ملموس تر در قالب تصوير ثبت مي كند و حال تصوير حميد هامون در ذهن سينماي ايران ثبت شده است همان طور كه تصوير خالق آن خسرو شكيبايي!