
ولي اله حسين زاده
مقام معلم چقدر است
نامگذاري يك روز و يا هفته به نام معلم فقط فرصت و بها نه اي براي ياد آوري مقام معلم و شأن و منزلت تعليم و تعلم است. هر چند كه مي توان بر اساس آموزه هاي ديني و سخن زيبا و پر معناي امام علي (ع ) كه مي فرمايد " هر كس به من حرف بياموزد مرا بنده خود ساخته است " هر روز و هر هفته را به نام معلم دانست. معهذا سالهاست كه 12 ارديبهشت ماه در تقويم ما ايرانيان كه مصادف با شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري مي باشد به نام روز معلم نامگذاري شده است.
اما متاسفانه هر سال اين مراسم بيشتر جنبه رسمي تر و اداري تر به خود مي گيرد واز محتوا و اهداف خود دور مي گردد. به همين دليل است كه والدين دانش آموزاني كه 20 سال پيش فارغ التحصيل شده اند ، امروز به راحتي مي توانند چگونگي و نحوه برگزاري مراسم روز معلم در مدارس فرزندانشان را در ذهن مجسم كنند كه همچنان مقامات و مسئولين براي رفع تكليف اداري سخنراني شور انگيزي را در وصف معلم مي كنند ،سپس يكي ،دو دانش آموز مقاله و شعري را قرائت مي كنند و بعضا" پايان مراسم هديه اي كه با صرفه جويي در سرانه مدرسه تهيه شده به معلمان تقديم مي گردد . اما تلخ ترين نكته اين مراسم كه همچنان به صورت سنت باقي مانده است ، شنونده بودن معلمان است.
آييني به نام و بهانه معلمان تبليغ و بر پا شده است. اما متاسفانه كمترين فرصت را براي بازگو كردن آنچه در وجود سوخته و خسته معلمان است حتي در چهارديواري بلند مدرسه داده مي شود، معلمان را به سكوت و سكون وادار مي كنند اما در زمان نياز و خطر، صاحبان قدرت او را فرياد گر و عصيان گر بر عليه هر چه بدي و كژي است فرا مي خوانند. به راستي معلمي كه كم ترين فرياد و عصيان گري را در مقابل اجحاف و بي عدالتي كه برخود او روا مي رود گذاشته است، چگونه مي توان از اوانتظار ايجاد موج هاي تحول آفريني براي توسعه و پيشرفت جامعه و كشور را داشت. رسم است كه هنگام در هم تنيدن گره ها و قفل شدن مشكلات اجتماعي ، فرهنگي ، و سياسي معلمان را به ميدان داري و پيش قراولي دعوت و هنگام آسايش و آرامش آنان را فراموش مي كنم. اين همان تناقض و دوگانگي رفتار حاكمان با معلمان است كه قلبشان را به درد آورده و بعضا" نيز از حركت نگه داشته است .
يقينا" ديگر معلمان نياز به بحث هاي فلسفه بافي و سخنرانيهاي تكراري و خسته كننده ندارند ، بلكه انتظار دارند كه تكريم و تعظيم مقام معلم از مرحله حرف و حديث به مرحله عمل و اجراء در آيد امروز معلمان از خود مي پرسند كه چرا به علت بي تدبيري و بي كفايتي برخي از مسئولان، گفتمان مسلط در آموزش و پرورش، گفتمان معيشت و مسائل سياسي و گروهي شده است ، و در دفتر مدرسه هر روز بحث گراني ، تورم ، بي حرمتي و تحقير معلمان ، ميزان اضافه كاري و حق ماموريت ميزان در آمدهاي شغل دوم و سوم برخي معلمان ، بحث هاي حاشيه اي مسائل سياسي و چگونگي و حذف برخي فرهنگيان و مديران به دلائل سياسي و جناحي و... بحث غالب شده است و بحث هاي علمي و شاخص هاي آموزشي از جايگاه نخست به جايگاه هاي بعدي تنزل پيدا كرده است .
امروز چنان مسائل معيشت و حاشيه هاي سياسي، ذهن معلمان را انباشته كه فرصت و فضاي كمتري براي طرح موضوعات و اهداف اصلي معلمان وجود دارد. در فضاي كنوني چنان بحث معيشت وجه غالب شده است كه هر وزيري كه مي خواهد راه به وزارت آموزش و پرورش پيداكند حتما" بايد انبان برنامه هاي خود را مملو از برنامه و وعده هاي مادي و رفاهي كند هر چند كه تا به امروز بسياري از وعده ها و برنامه هاي ارائه شده نيز جامه عمل نپوشيده است و اگر هم وعده اي از روي اجبار عملي شده است بيشتر باعث تحقير معلمان بوده تا ارتقاي شخصيت. معلمان انتظار داشتند كه حداقل در اين هفته فرصت و امكاني براي آنان و نمايندگانشان در رسانه ها بخصوص صدا و سيما فراهم مي شد كه مطالبات و مشكلاتشان را بدون واسطه به مسئولين ارائه دهندتا از اين طريق مردم نيز قضاوت درستي را از ميزان تحقق آنچه مسئولين مكررا" در مصاحبه ها و كنفرانسهاي خبري به معلمان وعده مي دهند داشته باشند. معلمان انتظار دارند كه وزارت آموزش و پرورش، مدار و محور بيشتر وزارتخانه ها باشد و كساني مديريت و مسئوليت اين نهاد مقدس را بر عهده داشته باشند كه انديشه و دلمشغولي اي جز ايجاد فضا و بستر مناسب براي كسب علم و دانش نداشته باشند .
معلمان انتظار دارند كه شخصيت و جايگاه آنها وجه المصالحه جريانات سياسي قرار نگيرد و اين امكان و آرامش ذهني برايشان وجود داشته باشد كه با تغييرات مديران جايگاه آنان و برنامههاي آموزشي و علمي كه داراي پشتوانه كارشناسي است در جابجايي قدرت و سياست دگرگون نشود. متاسفانه در هر جابجايي وزير آموزش و پرورش بايد منتظر جابجايي قطاري حتي تا سطح يك مدير مدرسه اي كوچك و دورافتاده بود. اگر در كشور نيز همانند برخي از كشورها تشكلات صنفي معلمان فعال باشند و در انتخاب وزير آموزش و پرورش از نظرات و ديدگاههاي معلمان استفاده گردد، يقينا مشكلات عديدهاي كه امروز گريبان نظام آموزشي كشور را در برگرفته به حداقل خواهد رسيد.
سخن پايان آن كه تا زماني كه نگاه جامعه و مسوولان به رسالت بزرگ و پيامبر گونه معلمان اصلاح نگردد و تا هنگامي كه ذهن و دغدغه معلمان انباشته از تنگناهاي معيشتي است و تا زماني كه وزيري همچون دكتر نجفي سكان هدايت اين وزارتخانه را برعهده ندارد و تا زماني كه وزير و مديران كل استانها به جاي دل نگران بودن به وضعيت و دغدغه معلمان، دانشآموزان و مشكلات آموزشي بيشتر نيرو و توان خود راصرف مسايل سياسي و جناحي براي حذف كلان نامزد انتخاباتي و يا كسب آراي نماينده همسو ميكنند نبايد اميدي به پيشرفت، توسعه، اصلاح و رفع مشكلات آموزش و پرورش داشت.